فروردین ۲۳

ابهام در ادبیات – به همراه مثالی از شعر حافظ، برگرفته از کتاب درآمدی بر سبک شناسی ساختاری

یاکوبسن - یاسین رحمانی

یاکوبسون در مورد ابهام در ادبیات خاطرنشان می سازد که شعر تنها وسیله بیان هنری است که از مصالحی چون واژه بهره می گیرد، و واژه پیش از هر تدارک بیانی خود ذاتا دارای دلالتی است. در این شعر حافظ:
ماهم این هفته برون رفت و به چشمم سالی
حال هجران تو چه دانی که چه مشکلی حالی است
واژه ماه دارای معنی صریح است یا ضمنی؟ اگر دارای معنای ضمنی است، و استعاره از یار ماهرو است، پس چرا در دریف هفته و سال به کار گرفته شده است؟ ابهام اساسی ارتباط شاعرانه، و نیز دشواری کار منتقد ناشی از همین امر است. پس حائز اهمیت است که نخستین معنای واژه را به دست فراموشی سپاریم. یا از این بهتر، معنای نخستین را فقط به عنوان وسیله تدارک معنای ثانوی، یعنی ابزار شاعرانه بشمار آوریم.

 

فردیناندو سوسور
فردیناندو سوسور

اگر تعریف سوسور را از نشانه به یاد آوریم که آن را رابطه لازم بین دال و مدلول دانسته بود، و این رابطه همچون دو رویه یک سکه لازم است، می توان گفت که نخستین دلالت نشانه “دال-مدلول”، خود دارای یک مدلول ثانوی و در نهایت، دست کم در قصد شاعر، مدلول مقدم است. این مدلول ثانوی ولی مقدم همان است که ما آن را مصالح زیباشناختی می خوانیم. در شعر مذکور، واژه ماه مدلول دومی دارد که همان یار زیبارو است، و مسلما قصد حافظ این مدلول مقم شمرده می شود. پس اگر دلالت را دلا، دال را دا، و مدلول را مد بنامیم، رابطه دال و مدلول ماه=یار زیبا را می توان به صورت زیر نوشت:

دلا(۱)=دا/مد(۱)
دلا(۲)=دا(۱)/مد(۱)/مد(۲)
یعنی:
دلا(۲)=دا(۱)/مد(۲)

مطلب پیشنهادی برای مطالعه: منوچهر آتشی و آرایه های ادبی موجود در شعرهایش

پس گفتار شاعرانه، به عبارت دیگر، گفتار سبک شناختی گرایش بر این دارد که نشانه نخست، یعنی کارکرد معنای صریح، فقط به عنوان دال مدلولی که بیان نشده است، یعنی به عنوان کارکرد معنای ضمنی بهره برداری کند.

خلمسلو، که اصطلاحات “محتوا” و “وسیله بیان” را بر دال و مدلول ترجیج می دهد، و این نشانه های قراردادی زبانشناسی را به خرده ساختار ها اختصاص داده است، همین منظور را در کتاب “زبان شعر” خود به طریقه زیر بیان می دارد:
“بنابراین می توان مجموعه معنای ضمنی را چون محتوایی بدانیم که ابزارهای معنای صریح وسیله بیان آن هستند، و کلیت فراهم آمده از این محتوا و وسیله بیان را به نام زبان شعر، یا بهتر، به نام زبان معنای ضمنی بخوانیم.”
وی در همان کتاب باز از دیدگاهی دیگر می گوید: “پس زبان معنای ضمنی زبان به معنای متعارف نیست. البته رویه بیان آن از رویه های محتوا و وسیله بیان زبان معنای صریح فراهم آمده است. بنابراین زبان معنای صریح زبانی است که یکی از رویه های آن، یعنی رویه بیان، یک زبان ساده است.”
شاید عبارتهای نسبتا گنگ فوق، برای کسی که آمادگی ندارد، به این طریق روشن تر جلوه می کند. ولی چه می شود کرد؟ در زمینه های نقد روزگارما چنین عباراتی سخت رایج و کلید درک مسائل بسیار مهم سبک شناسی شده است.

 

کتاب درآمدی بر سبک شناسی ساختاری – فصل ابهام ادبیات – صفحه ۷۷

درآمدی بر سبک شناسی ساختاری - یاسین رحمانی
درآمدی بر سبک شناسی ساختاری – دکتر محمدتقی غزالی

 

این شعر را در شبکه های اجتماعی به اشتراک بگذارید


منبع: yasinrahmani.ir

Posted فروردین ۲۳, ۱۳۹۶ by مدیر سایت in category "از شاعران", "حافظ", "مطالب ویژه
مدیر سایت

About the Author

یاسین هستم، یک رحمانی! اهل روستایی به نام محمودآباد در شهرستان فیروکوه، تهران. و یک شاعر! شاعری که شعر می نویسد تا دیده نشود میان اکثریت گوینده های پرمدعا، و اقلیت خواننده هایی که رخت سکوت پوشیده اند.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پاسخ مسئله را بنویسید: * Time limit is exhausted. Please reload CAPTCHA.