فروردین ۱۹

عاشقانه و اجتماعی – چند شعر کوتاه

  • عاشقانه

خسته از این همه نابودن،
دلم بودنی می خواهد
از جنس ِحریرِ لحظه هایِ باتو بودن…

#یاسین_رحمانی

***

شکوفه‌های بهار خوشبختی را
سلام برسان
و بگوشان:
پیمانه سر شد،
پیمان را چه شد؟

#یاسین_رحمانی

***

چه بی رحمانه دوری ز من!
مرهمی باش
روی زخم کهنه‌ی فاصله‌ها…

#یاسین_رحمانی

***

کاش کسی بیدار کند
زین خواب آشفته مرا.
کاش فروغی بربتابد
روشن کند
شام تاریک مرا.
کاش به یکباره ز راه، فردا برسد
بپرد آغوش امروز،
بشکفد باز فراموشی و روزها نو شود.
این حجم کابوس را فقط
بیداری درمان است؛
کاش یک دست تکانم بدهد
گوید این دوزخ فقط خواب است.

#یاسین_رحمانی

 

***

  • عاشقانه

پایان من آنجاست
که بر تختِ دلت شاه نباشم…

#یاسین_رحمانی

این شعر را در شبکه های اجتماعی به اشتراک بگذارید


منبع: yasinrahmani.ir

نوشته شده توسط فروردین ۱۹, ۱۳۹۶ توسطمدیر سایت in category "دل واژه ها", "عاشقانه مثبت", "من
مدیر سایت

About the Author

یاسین هستم، یک رحمانی! اهل روستایی به نام محمودآباد در شهرستان فیروکوه، تهران. و یک شاعر! شاعری که شعر می نویسد تا دیده نشود میان اکثریت گوینده های پرمدعا، و اقلیت خواننده هایی که رخت سکوت پوشیده اند.

2 COMMENTS :

  1. Pingback: شاملو و محمود دولت آبادی - انسان دشواری وظیفه است | یاسین رحمانی

  2. Pingback: ماه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پاسخ مسئله را بنویسید: * Time limit is exhausted. Please reload CAPTCHA.