شهریور ۲۸

مرثیه درد (عشق آیدا و شاملو)

به یاد شاملوی بزرگ و دردی که در زندگی و پس از مرگ حتی داشت.
بعضی از نوشته ها کنار هم باعث می شوند تا قلب انسان

درد بگیرد‌..‌‌.

اپیزود ۱:

شاملو درباره‌ی آیدا این انگیزه‌ی استثنایی و شورآفرین در شعرهای عاشقانه و زندگی او می‌گوید: «زنی است با طاقتی استثنایی که همه چیزش منحصر به خودش است.. آدم را از رو می‌برد.. فکر کن؛ بیست سال، آن هم درست در دوره‌ای از عمرت که برخورداری از مواهب زندگی حق مسلم تو است، چوب‌بستِ پرطاقتِ تاکِ شکسته‌ای باشی که در شکسته‌بودنِ آن هیچ گناهی متوجه تو نیست.. تقصیر از من است. نمی‌بایست می‌گذاشتم این تعهد را گردن بگیرد. ده سال اول زندگی مشترک‌مان سراسر در فقر و استیصال مطلق گذشت. هر دو پایداری کردیم و من؟ خودم می‌گفتم باشد، فرصت جبرانش هست. فشاری را که متحمل می‌شود و استقامتی را که به من تلقین می‌کند، روزی با پاسخ درخوری که به این عشق خواهم داد جبران می‌کنم. چه می‌دانستم درست پس از آن ده سالِ جهنمی فقر و گرسنگی، من ناگهان به این شکل دردناک از پا در می‌آیم؟ و چه نکته‌ی عجیبی، مهدی: ــ هفت سال پیش از آن‌که این بیماریِ سمج گریبانم را بگیرد خودم را در شعری از قول او، درست دقّت کن چه می‌گویم: از قول آیدا ــ نوشته بودم¹ :
ــ اینک دریای ابرهاست..

اگر عشق نیست

هرگز هیچ آدمی‌زاده را

تاب سفری این چنین

نیست!

چنین گفتی

با لبانی که مدام

پنداری

نام گلی را

تکرار می‌کنند.²»

■ به نقل از مقاله‌ی «عشق در شعر شاملو»، حسن زرهی | ۱. یک هفته با احمد شاملو در اتریش، مهدی اخوان لنگرودی، صص ۱۶۶ – ۱۶۸ | ۲. از دفتر ققنوس در باران |


اپیزود ۲:

در خبرها می خوانیم:

برنامه مزایده لوازم شخصی شاملو صبح دیروز در اجرای احکام دادگستری کرج توسط دادورز شماره ۵ با حضور دادستان برگزار شد تا سیاوش شاملو (فرزند ارشد شاملو) تمامی اجناس را با قیمت ۵۵۰ میلیون تومان بخرد. در این مزایده سیاوش شاملو، مصطفی ظهوری (به وکالت از سوی آیدا) و شخصی دیگر حضور داشتند. مبلغ پایه برای کل لوازم توسط کارشناس های دادگستری ۵۲ میلیون تومان تعیین شده بود. مبلغ های پیشنهادی گاه یک ریال اضافه می شد و گاه تا سقف ۷۰ میلیون تومان اضافه تر می شد اما وقتی مبلغ پیشنهادی سیاوش شاملو به ۳۰۰ میلیون تومان رسید، وکیل آیدا انصراف خود را اعلام کرد تا مزایده با حضور سیاوش و نفر دوم ادامه یابد. مبلغ با افزایش میلیونی از سوی طرفین افزایش می یافت تا اینکه به ۵۱۰ میلیون رسید. در این لحظه سیاوش یکباره با اضافه کردن ۴۰ میلیون تومان مزایده را به نفع خود تمام کرد. ریتا سرکیسیان

(آیدا شاملو) در این مزایده حضور نداشت اما به همراه وکیلش برای گفت وگو با وی به منزلش رفتیم؛ خانه ای که سراسرش بوی شاعر عاشقانه ها و شبانه ها را می داد. پس از عبور از راهرو مسقف ورودی و کاج معروف حیاط به ساختمانی وارد می شدی که از دم در ورودی تا هرجا که به چشمت می رسید پر از یادگارهای شاملو بود. تابلوها، میز و صندلی، مجسمه ها و همه آن چیزی که در زمان حیات شاملو در آن خانه بود، بدون هیچ گونه جابه جایی و تغییر همچنان وجود داشت. شاید به همین دلیل بود که وقتی آیدا به استقبال آمد، گفت: این خانه بوی شاملو می دهد. حتی وقتی یک برگ یادداشت کوچک که دست خط شاملو روی آن است به چشمم می خورد، یاد شاملو می افتم. آیدا که بسیاری از شعرهای شاملو به او اختصاص دارد با موهایی سپید روبه روی ما نشست تا درباره موضوع مزایده توضیح دهد: در خرداد ۱۳۸۰ فهرست کاملی از وسایل خانه به تفکیک هدیه ها، امانت ها و شخصی ها تهیه کردم و به سیاوش شاملو دادم تا برای آنها از مراجع رسمی شماره ثبت بگیرد. آیدا نگاهی به تابلوی بزرگ همسرش انداخت و ادامه داد: به آنها گفتم برای اینکه شما هم از ماترک پدر سهیم شوید. مبلغ این اجناس را به شما پرداخت می کنم. انگار که این اجناس را به من فروخته باشند اما می خواستم که اجناس در خانه بماند، به دور از ادب است که درباره این موضوع خاص حرف بزنم. آیدا درباره مزایده انجام شده دیروز گفت : نمی توانم خوشحال نباشم که سیاوش لوازم را خریده چون ممکن بود به دست غریبه بیفتد. چه خوب که پسر شاملو آنها را خرید. مهم تشکیل موزه است. حالا چه من تاسیس کنم چه او. عسگری پاشایی هم که در خانه آیدا و شاملو حضور داشت در تایید سخنان آیدا گفت: به سیاوش شاملو تبریک می گویم. هرچه باشد پسر شاملو است و این اجناس به دست دیگری و غریبه نیفتاد. مصطفی ظهوری وکیل آیدا به پیشینه این پرونده اشاره کرد: سال ۸۴ طی اقامه دعوی مبنی بر تقسیم ترکه بین وراث، خواهان سیاوش شاملو اصالتاً و وکالتاً از سوی سامان و ساقی و خوانده خانم آیدا و سیروس شاملو پرونده گشوده شد. این دعوی در پاییز همان سال به ثبت رسید و دادنامه صادر شد. خانم آیدا در دادگاه حاضر نشد اما از آنجایی که اخطاریه ها به شخص ایشان ابلاغ شده بود، رای حضوری صادر شد. وکیل آیدا ادامه داد: پیش از صدور رای، طبق رویه کارشناس های دادگستری آمدند و برای لوازم قیمت سمساری تعیین کردند. مثلاً برای ۱۳ عدد کراوات شاملو مبلغ ۲۰ هزار تومان تعیین کردند. به گفته ظهوری بعد از صدور دادنامه، اجرائیه صادر و ابلاغ و آگهی مزایده هم صادر شد اما طبق توافقنامه ای که در دفتر سیاوش شاملو بین آیدا و وراث احمد شاملو امضا شد، مطابق بند اول آن، تمامی اموال شاملو به طور تمام و کمال به موزه ای به اسم احمد شاملو اختصاص می یافت. قرار شد تا زمان حیات آیدا لوازم در خانه بماند و بعد از فوت او به صورت خانه موزه درآید. در بند دوم هم توافق شده است که پرونده های مفتوحه، مختومه شوند.ظهوری اضافه کرد: البته سیاوش شاملو شخصاً با اضافه کردن این توافقنامه به پرونده درخواست توقف مزایده را ارائه کرد. در ادامه این روند طبق وصیت احمد شاملو که در تمامی قراردادهای چاپ کتاب های احمد شاملو درج شده، سرپرستی چاپ کتاب ها به ع. پاشایی و آیدا سپرده می شود.ظهوری افزود: طبق این وصیت دادخواستی تنظیم کردیم که در ۱۵ اردیبهشت امسال به سیاوش شاملو تسلیم شد. دو روز پس از آن سیاوش شاملو با مراجعه به دادگاه اجرای تقسیم ترکه را درخواست می کند که به نظر ما طبق توافقنامه امضا شده غیرقانونی است. عسگر پاشایی در انتهای این گفت وگو تاکید کرد که نسبت به اجرای این مزایده اعتراض دارند.

این شعر را در شبکه های اجتماعی به اشتراک بگذارید


منبع: yasinrahmani.ir

Posted شهریور ۲۸, ۱۳۹۵ by مدیر سایت in category "احمد شاملو", "از شاعران", "مطالب ویژه
مدیر سایت

About the Author

یاسین هستم، یک رحمانی! اهل روستایی به نام محمودآباد در شهرستان فیروکوه، تهران. و یک شاعر! شاعری که شعر می نویسد تا دیده نشود میان اکثریت گوینده های پرمدعا، و اقلیت خواننده هایی که رخت سکوت پوشیده اند.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پاسخ مسئله را بنویسید: * Time limit is exhausted. Please reload CAPTCHA.