دی ۲۰

گریه کردم

روزهای سبز را برگ به برگ گریه کردم؛

خون شدم‌ در تن پاییز

تمام هیبتش را 

رگ به رگ، 

گریه کردم.

جای ابری که گذشت و هیچ نگاهی بر زمین خشک این اطراف نکرد،

جای طوفانی که سرما داشت و از باران نگفت،

جای هر حسرت که در ذهن پراکنده ی من بود

گریه کردم ناخودآگاه،

گریه کردم تا خدا… 
یاسین رحمانی

این شعر را در شبکه های اجتماعی به اشتراک بگذارید


منبع: yasinrahmani.ir

Posted دی ۲۰, ۱۳۹۵ by مدیر سایت in category "رشد شخصی", "من
مدیر سایت

About the Author

یاسین هستم، یک رحمانی! اهل روستایی به نام محمودآباد در شهرستان فیروکوه، تهران. و یک شاعر! شاعری که شعر می نویسد تا دیده نشود میان اکثریت گوینده های پرمدعا، و اقلیت خواننده هایی که رخت سکوت پوشیده اند.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پاسخ مسئله را بنویسید: * Time limit is exhausted. Please reload CAPTCHA.