فروردین ۲۰

منوچهر آتشی و آرایه های ادبی موجود در شعرهایش – تفاوت های شعر و نثر

منوچهر آتشی، انگاه هایی در دفترهای اولیه ی خود به کار می برد که سنگین و خشن است. انگاره هایی که با وزن عروضی نیمایی همخوان و همپوش می شود.

این شعرهای افسون کننده را باید با ترنم و نرم آهنگ و گاهی با حماسه خواند. گاهی اشعار آتشیاز حماسه رو به تغزل می رود و از تغزل به مرثیه می پیوندد.

او ایماژها را که زنجیره ای در هم تنیده ی عاطفی و فکری است در لمحه ای از زمان انگاره ی شکننده و ظریف تصاویر و رنگ های بومی یا محلی در اشعارش وارد می کند.

این مطلب را هم بخوانید: اصول شعرخوانی

تفاوت اصلی شعر و نثر در وزن خلاصه نمی شود. چرا که درونمایه های نثری در وزن ارائه شود به سخن موزونی دست می یابیم و به شعر نمی رسیم. شاعر شعر را با وزن بیرونی عروضی عرضه می کند، اما وقتی سخنان او به شعر می رسد که به آن تصویر دهد. تصاویر در شعر ایجاد می شوند. شاعر مدام تصاویر مدرن می آفریند و صداقت و صمیمیت او با شمار تصاویر او سنجیده می شود.

شعر آتشی به تندیس و پیکر تراشی شباهت دارد و موسیقی آن در طنین آوایی و واژههای حماسی خودنمایی می کند. جاذبه و تاثیرگذاری این اشعار در چشم خواننده می نشیند و نه در گوش. او پیکرتراش دشت و کویر و دریاست و به نقاشی صرف دست نمی زند. هر ترکیب با تصویرهای مشهود در شعر قرار می گیرد و از آنجا که تشبیه بیشتر با واقعیت و موقعیت های بومی هماهنگ تر است تا استعاره به این دلیل، شاعر بیشتر به همانند سازی اقدام می کند تا استعاره و وقتی شاعر استعاره را جانشین تشبیه می کند به استعاره های مکنیه گرایش می کند که بار و بارم آدم نمایی (تشخیص) آن بیش از استعاره های مصرحه است.

این مطلب را هم بخوانید: چالش کتاب نخوانی!

و شعر آنگاه تجلیگاه مدرنی می یابد که با استعارات حس آمیزانه و پارادوکس گونه همپوش و همرکاب می شود. به همین دلیل آنچه بیش از تمامی آرایه ها در شعر آتشی خودنمایی می کند، تشبیه و استعاره مکنیه و مجاز مرسل و پارادوکس و حس آمیزی است. به همین منظور تشبیه ها و استعارات را در کفه ی ترازو قرار می دهیم.

 

برگرفته از کتاب شعر زمان ما: منوچهر آتشی به قلم فیض شریفی – انتشارات نگاه

منوچهر آتشی

این شعر را در شبکه های اجتماعی به اشتراک بگذارید