اسفند ۸

برگیر مرا زین همه تو

ته فنجان قهوه ام که هیچ
در همه چیز نقش تو را میبینم‌.
همه جا
چهره ی مجنون کُش و لبخند و نگاهت هست.
همه عالم
نام تو را زمزمه وار
در گوشِ دلم می خوانند.
ای در فال من افتاده ز روز ازل
برگیر مرا زین همه تو

یاسین رحمانی

این شعر را در شبکه های اجتماعی به اشتراک بگذارید
اسفند ۸

بعضی واژه ها

بعضی واژه ها
مثل ظرفی پر از احساسی عجیبند
پر از گریه، پر از بغض‌اند.
مثل قهوه‌ا‌ی تلخ،
عجیب تلخند.
مثل حل جدول روزنامه‌ها
سختند:
تداعی فضای رخوتناک لحظه‌های پایانند.

بعضی واژه‌ها پر از نبودن اند
کمرهاشان شکسته از بس که سنگین اند.
در غربت‌ وُ غروبِ جمعه‌ها
جا خوش کرده‌اند.

بعضی واژه ها را
در یکی از همین سپیده‌دمان
باید اعدام کرد.
باید از صحنه‌ی این روزگار
محوشان کرد.

بعضی واژه‌ها را…
مثل “دلتنگی”.

یاسین رحمانی

این شعر را در شبکه های اجتماعی به اشتراک بگذارید