آذر ۲۶

در جهان پرگارها/بین دو سکو/راه می شوم پشت پریشانی خواب ها

در جهان پرگارها

بین دو سکو

راه می‌شوم پشت پریشانی خوابها

خواب‌هایی که نمی‌بینند مرا

 

بین دو سنگ

دو اجبار

دو…

غرق در عرفان علفها

زیر سایه‌ی خورشید می‌خشکم

و تو فردایی؛

هرروز می‌آیی ولی… نمی‌آیی

 

#یاسین_رحمانی

این شعر را در شبکه های اجتماعی به اشتراک بگذارید
آبان ۲۸

غروب سر می رود تلخ/از خالی دست هایم

غروب سر می‌رود تلخ،
از خالیِ دست‌هایم.
جیب‌ها جان ندارند
پالتو یخ کرده؛
زمستان شده‌ام،
برفی‌تر از خاطره‌ها
که گرم چکیدند رویِ گونه‌هایم…

یاسین رحمانی

این شعر را در شبکه های اجتماعی به اشتراک بگذارید
مهر ۲۲

باغ تنهایی اش را در من… – شعر سپید

ایمان ولیخانی - یاسین رحمانی

باغ
تنهایی اش را
در من قدم می زند.
در من!
منی که امروز
اندازه تمام آبادی دلم گرفته
و خوش خوشان انارها و انگورهای بی تو را،
پوزخند می‌زنم.

#یاسین_رحمانی
عکس از: ایمان ولیخانی

این شعر را در شبکه های اجتماعی به اشتراک بگذارید