مهر ۱۵

صبح های بی هم آغوشی

جای تمام کشیده‌هایی که به خود نزدیم
غمگینیم٬
و صبح‌های بی هم‌آغوشی را
هر روز بیدار می‌شویم…
و لقمه‌های نان عادت
نوشِ‌ جانِ خستگی‌ها می‌شود.
بر سر هیچ
اینچنین باخته‌ایم.

#یاسین_رحمانی

این شعر را در شبکه های اجتماعی به اشتراک بگذارید
خرداد ۲

بیا تا دوست داشتن را برایت معنا کنم – شعر سپید عاشقانه

شعر “بیا تا دوست داشتن را برایت معنا کنم”:

اینجا شب است
آنجا را نمی دانم.
در سرزمین دست هایم
آفتاب غروب کرده است.
نبودنت بر دوشم سنگینی می کند.
در شعرم آواز می خواند
و در تو…

نه… نه… این رسمش نیست
که من دیوانه ات باشم و تو
دست آویز صنم گون های خودپرست،
پا در رهِ بیراهگی
در خاطرِ زمانه بیگانه شوی.

بیا…
بیا…
بیا تا باور فروشکانده ات را
از نو بسازم
بیا تا دوست داشتن را
برایت معنا کنم.

#یاسین_رحمانی

برای عضویت در کانال تلگرام، کلیک کنید.

[نام شعر: اینجا شب است] – خرداد ۹۶ – [شعر #سپید]

شعر “من بدیدم که فلک” را نیز مطالعه کنید. 

این شعر را در شبکه های اجتماعی به اشتراک بگذارید