فروردین ۲۳

شعر عاشقانه “دل تکانی” – غبار روزهایی که گذشت/و فراموش نشد

یاسین رحمانی - دل تکانی

[نام شعر: دل تکانی] – فروردین ۹۶ – [شعر #سپید]‌

 

غبار روزهایی که گذشت
و فراموش نشد
صندوقچه دل را
به آغوش گرفته است.

یک عالم حرف نگفته
در گوشه آن
بر بستر راز
آرام خفته است.
کاش بیایی؛
عید شود،
دل تکانی کنم…

#یاسین_رحمانی

برای عضویت در کانال تلگرام یاسین رحمانی، کلیک کنید.

برای عضویت در اینستاگرام کلیک کنید. 

این شعر را در شبکه های اجتماعی به اشتراک بگذارید
فروردین ۱۹

دوزخ تکرار

هر طرف نگاه می کنم
جز خود نمی بینم!

نمی دانم

کدام بیهوده انجامی مرا،

در مسلخ آینه ها کشت؛

که دست فرجامی ننگ

هر روز،

روی دار تنهایی می کِشدم.

که اینگونه به دوزخِ تکرار نشسته ام:

هر بذری که می کارم

جز به “تنها زیستن”

حاصل ندهد!
#یاسین_رحمانی
[نام شعر:  دوزخ تکرار] – فروردین ۹۶ – [شعر #سپید]

این شعر را هم بخوانید: کردستان

این شعر را در شبکه های اجتماعی به اشتراک بگذارید
اسفند ۲۲

تاریکی شیرین من

تب کدام واژه
کدام شعر
آتش فشان خفته ام را گداخته کرد؟
کدام دست
گرد راز از چهره ی شبم سترد
کدام کس
بر تن تاریکی شیرین من
لباس نور پوشاند؟

کدام دست تکانم داد؟
کدام دست بیدارم کرد؟
نام خاموش مرا
کدام حنجره با فریاد
در پهنه اصوات جهان لرزاند؟

بر گرد یک رویا
شامگاهان گرم نشسته بودیم شاد
شیپور شعر می نواختیم و مست از شراب
آواز شیدایی و شور می خواندیم

کدام دست حسود
به بیداری حسرتناک
پرتابم کرد؟

#یاسین_رحمانی

[نام شعر: تاریکی شیرین] – اسفند ۹۵ – [شعر #سپید]

عضویت در کانال تلگرام 

این شعر را در شبکه های اجتماعی به اشتراک بگذارید